متن آهنگ یگان از حامد زمانی

متن آهنگ یگان از حامد زمانی

متن آهنگ یگان از حامد زمانی

شب بود…
در کوچه ها پر بود از وحشت
شب بود…
آکنده بود از نقشهٔ غارت…
آن شب، پیر و جوان هر سو هراسان بود
آرامشِ میهن گروگان بود
.
آمد!
همراهِ او همراهی مردم
هرچه شرارت هرچه ناامنی
در هیبت این همصدایی گم…
آمد!
با رعد و برق و ضرب شمشیرش
سوراخ موش از ترس میجستند
کفتارها از خشم چون شیرش

ای سایه پوشِ تیره جان
پشت نقابِ شب نهان
از وزوز بال مگس ،کی میرمد شیر ژیان
ای که به غارت میزنی
تیغ از کمین
تیر از کمان
تا خون به تن باشد مرا
تا جان به تن دارم بدان
وایا …اگر شمشیر من بیرون بیاید از نیام
صد صف شرارت بشکند وقتی بیاید یک یگان
ای بزدلان شیر آمده
دیگر نمی‌ماند امان
.
آمد!
همراهِ او همراهی مردم
هرچه شرارت هرچه ناامنی
در هیبت این همصدایی گم…
آمد!
با رعد و برق و ضرب شمشیرش
سوراخ موش از ترس میجستند
کفتارها از خشم چون شیرش
.
گاهی…گیرم کند کبریت آشوبی
آتش به پا با دست لرزانش
هرکس…اینجا بیاید در پیِ آشوب
بیچاره شسته دست از جانش
هیهات… از دست ما راه گریزی نیست
آشوبِ شب مرگ است پایانش

 

همچنین بخوانید: بیوگرافی حامد زمانی 

متن آهنگ سردار من از حامد زمانی

متن آهنگ سردار من

متن آهنگ سردار من حامد زمانی

تویی برگشتی و میگی که حرفت؛ تنها جنگت نیست
نشونِ غیرتت تنها؛ همین تیر و تفنگت نیست
تویی برگشتی و انگار میخوای فانوسو برداری!
تو خوب از نقشه ها از معبرا از ما خبر داری…
تویی سردار من وقتی گلوله چاره گر میشه که تو قلبای این مردم امید و عدل جاریشه!!
بگو سردار من خرازیه بیداره میدونها؛ مگه میشه فقط اسمت بمونه رو خیابونها؟

بگو سردار من دلدار من فرمانده ی بیدار من!
از دل بگو از جان بگو، لب تر کن ای طوفان
بگو از دیدنیهایت بگو
از رسمو از راهت بگو.. روشن بگو راحت بگو! از قبله از ماهت بگو…
بپرس از هم قطارا کو دعاهایی که میکردی؟
قرار ما نبود از راهی که رفتیم برگردیم
کاری بود مثلِ کاظمی روزا و شبهامون؛ فقط اسم حسین باشه تو دلهامون رو لبهامون

بگو سردار من از عشق از اشکای تو خلوت!
بگو از خادمِ سربازها بودن میون… چه دستایی گرفتی با این دستی که افتاده!
یه دست تو صدا داره که دلهارو تکون داده
دلِ عالم هوایی و دله عاشق هوایی تر، یه دنیا کربلایی ام حسینا کربلایی تر
بگو ای زنده روحِ زنده رود باید که از عشقت؛ سرود مجنون اگر افسانه بود
اما تو در مجنون خودت مجنون شدی؛ در خون خودت مجنون شدی در خون

شکوه مردها پیداست ولی تو رزم پیداتر علمدارا…
همه زیبان ولی بی دست زیباترووو
همیشه مردها مردن اگه سردار اگه بی سر
امیر قلبها هستن؛ چه تو زاقه چه تو سنگر
اگه سردار اگه بی سر زیباتر!

───┤ ♬♫♪ ├───

حامد زمانی سردار من

 

بازنمایی هنر در هنر